مرتضى راوندى
586
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
روز ده ساعت و يكروز 12 ساعت . و علت اين اختلاف پيدا نشدن آب است . در تابستان ، براى فرار از حرارت سوزان آفتاب ، كاروانها در شب حركت مىكنند و عدهاى نيز براى آنكه روز به منزل برسند و فرصت انجام كارهاى لازم را - داشته باشند ، حركت كاروان را در شب ترجيح مىدهند . اگر كاروانى غروب به منزل برسد ، فرصت كافى براى چادر زدن تهيهء آذوقه و طبخ غذا نخواهد بود . در كاروانهاى شترى ، گاه دزدان زبردست يك يا چند شتر را از قافله مىربايند و دنبالهء طناب را وصل مىكنند . و چون به پاى شتر نمىتوان نعل كوبيد ، سروصدايى به راه نمىافتد . در مسافرتهاى شبانه ، مسافرين براى اينكه مغلوب خواب نشوند ، به كشيدن توتون ، خواندن آواز و نواختن نى مىپردازند . با اين حال ، گاهى نزديك صبح ، چنان خواب غلبه مىكند كه از اسب به زير مىافتند و از شدت خواب ، ملتفت نمىشوند . تكسوارها گاهى جلو مىروند و در جاى مناسبى مىخوابند و عنان اسب را در بازوى خود مىگذارند تا كاروان برسد و آنها را بيدار كند . كاروان در جايى اردو مىزند كه به آب نزديك باشد . وقتى كه آفتاب غروب مىكند ، چاووشها كه مردمى فقير هستند به پاسبانى و حراست مشغول مىشوند و به مردم اعلام خطر مىكنند . هر وقت كاروانباشى بگويد ، چاووشها فرياد مىكنند كه مردم اسبها را زين كرده آمادهء حركت باشند . مردم نيز فورا آماده مىشوند . در منازلى كه دزدگاه و خطرناك است ، به چاووشها مبلغى بابت حفظ و حراست كالاها اجرت مىدهند . مسافرين هنگام حركت ، بايد خود را بسبك آن مملكتى كه به طرف آن مىروند ، ملبس نمايند ؛ اگر در خاك عثمانى است ، بسبك عثمانى ، و اگر در خاك ايران است ، به طرز ايران ؛ و الا اسباب خنده و تمسخر مىشوند و ممكن است حكام ولايات آنان را متهم به جاسوسى كنند . اگر كسى بخواهد عمامه بگذارد ، بايد سر خود را بتراشد ؛ زيرا روى مو عمامه بند نمىشود و ليز مىخورد . اما در خصوص ريش ، هركس ريشش بلندتر باشد ، در خاك عثمانى محترمتر است ولى در ايران ، ريش را مىتراشند ، و سبيل هرچه بلندتر و كلفتر باشد ، قشنگتر و گراميتر است . من يك قاپوچى شاه ايران را ديدم ، سبيلش بقدرى بلند بود كه مىتوانست در پشت گردن گره نمايد . به اين مناسبت ، مواجبش دو مقابل شده بود . براى مسافرتهاى طولانى ، بردن مشك آب و حمل مقدارى بيسكويت و برنج ، ضرورى است ؛ زيرا در غالب منازل ، تخممرغ ، جوجه و نان تازه و عليق چهارپايان بدست مىآيد . علاوه بر اين ، يك چادر با لوازم آن و لحاف و تشك براى خود و جلوبند براى اسبها نيز از واجبات است . وقتى كه كاروان به نزديك منزل مىرسد ، بازرگانان زودتر مىروند تا جاى مرتفع و مناسبى براى انداختن بارها پيدا كنند تا اگر باران ببارد آسيبى به مال التجاره نرسد . براى حفاظت از باران ، روى كالاهاى خود نمد يا فرشى مىگسترانند . پس از استقرار كاروان ، معمولا گودالى در زمين مىكنند و روى آتش ، پلو يا غذاى ديگرى درست مىكنند . تاورنيه مىگويد كه در مسافرتهاى عديدهء خود به آسيا و ايران ، همواره از كمى آب رنج برده است و گاه چند ساعت براى تهيهء آب ، معطل مىشده ، زيرا چاروادارها تا تمام شترها و قاطرها و خرهاى خود را سيراب نمىكردند به كسى اجازه نمىدادند كه به آب يعنى به چشمه يا چاه يا آبانبار نزديك شود .